تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


متن اهنگ زیبای استاد معین..  

از من بگریزید که می خورده ام امروزبا من منشینید که دیوانه ام امشبترسم که سر کوی تو را سیل بگیردای بیخبر از گریه ی مستانه ام امشبیک جرعه ی آن مست کند هر دو جهان راچیزی که لبت ریخت به پیمانه ام امشببی حاصلم از عمر گرانمایه فروغیگر جان نرود در پی جانانه ام امشب---دلم گرفت از آسمونهم از زمین، هم از زمونتو زندگیم چقدر غمهدلم گرفته از همهای روزگار لعنتیتلخه بهت هر چی بگممن به زمین و آسموندست رفاقت نمی دم ( 2 )---امشب از اون شباست که مندوباره دیوونه بشم

ادامه مطلب  

دردددددددددددد  

دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون
تو زندگیم چقدر غمه، دلم گرفته از همه
امشب از اون شبهاست که من، دلم می خواد داد بزنم
تو شهر این غریبه ها دردم رو فریاد بزنم
 
از این همه دربه دری تو قلب من قیامته 
چه فایده داره زندگی این انتهای طاقته
از این همه در به دری به لب رسیده جون من
به داد من نمیرسه خدای آسمون من
 
 

ادامه مطلب  

 

وای ... امشب آسمون فوق العاده ست . یه عالم ستاره ی پور نور پخش و پلا شدن توی زمینه ی سرمه ای . خیلی وقته ایستادم پای پنجره و زل زدم به آسمون . سیر نمیشم . دارم فکر میکنم به شازده کوچولو . دارم دنبال ستاره ش میگردم . امشب ، حتما ستاره ش تو آسمون پیداست . ولی واقعا کدومه ؟ ها ؟

ادامه مطلب  

 

دلم گرفتست..
خستم.نه جسمی،روحی.
دلم وتموم وجودم یه چیزی میگه و عقلم یه چیز دیگه رو باور داره .
تو جدال مداوم این دوتام.
گیجه گیجم تو وادی حیرت و بی نشونی.
ستاره من تو آسمون هست،مثل بقیه ستاره ها حتی روزها هم تو آسمون هست اما نه روز پیداس و نه شب..نه تو آسمون روز میبینمش و نه شبا قاطی ستاره ها پیداش میکنم.ستاره ی من نیست.قبل از به دنیا اومدن ماله یکی دیگه بود.مال یکی دیگه.حتی اجازه ندارم از دور نگاش کنم ،یا حتی صداش کنم و بگم ستاره تو یه ستاره ی بی نظ

ادامه مطلب  

اشک  

قلبش اندوهناک بود مانند همان کره که ذوب میشد بنابراین چشمانش گرم شدند و خیس...
چشمها  به او گفتند حق داری اشک بریز قلب... قلب اشک میریخت و اشکها از چشمان چشم بیرون.
اندوه شسته شد و قلب شاد و چشم خندان لبخند زد و قلب خندید ...
قصه ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید بالا رفتیم آسمون
پایین اومدیم آسمون
خلاقیت دیگه ..سرریز که میشه... میشه

ادامه مطلب  

 

یکی از بهترین اتفاقات زندگیم وقتی بود که واسه اولین بار رفتم رصد فک می کنم 14,15 سالم بود،با انجمن نجوم رفتیم یکی از دشت های کویری اطراف قزوین،گروه گروه دسته شدیم و هر کسی قرار شد یه کاری انجام بده،فک کنم من باید تعداد ستاره ها رو تو یه محدوده ای از یه صورت فلکی رو می شمردم و بر اساس اون آلودگی نوری آسمون رو تخمین میزدم. از اونجا که من تو یکی از شهرهای شمالی زندگی می کردم هیچ وقت آسمون رو اون قدر صاف و پر ستاره ندیده بود،باورم نمی شد یعنی این قدر چ

ادامه مطلب  

Bano  

هوا.آسمون...بوق...صدای ضبط. ..بخاری..  .ترس از لیز نخوردن. خندیدنهامون..چشم گفتنامون..مو کوتاه کردنامون. .مسخره بازیامون.. آسمون گرفتمون...بغضامون..voice دادنامون..جیغ و داد کردن تو ...خندیدن های از ته دل تو ..خوشحال بودنمون.. واسه یه مرز ..واسه خوب بودنمون..واسه دنیایی که بهش میگن دنیای نامردا تموم شد.. باور کن یه چی تو وجودم هست بهش میگن صبر.. قربون صبوریمون..

ادامه مطلب  

سی و پنجمین نوشته  

چرا آدم ها میگن : دل سیاه شب ؟
سیاه رنگ هر چیزی میتونه باشه به جز دل آسمون .
چرا قبول نمیکنن که آسمون شب هم آبیه ...
فقط یه ذره تیره تر از روز .
آسمان شب فقط به اندازه ی آسمان روز روشن نیست . همین .
" شاید دل آسمان شب ، حتی از آسمان روز هم روشن تر باشد ... "
چه راز هایی که دل این آسمان شنیده و لب فرو بسته .
چه اشک هایی که دیده و دم نزده .
باز هم دل شب ،سیاه است ؟
...
نه ...
آسمان همان آسمان است .
دیده ی آدم هاست که اشتباه روی رنگها اسم میگذارد ...

ادامه مطلب  

 

          
 
مثلا یکی بود که چای آویشن درس می کرد واسمون و آب پرتقال و chicken Soup.
یا می رفت از حیاط برامون اکالیپتوس می آورد بخور بدیم.
مثلا یکی بود که اونم سرما می خورد...
مثلا می دونست خسته ایم و دس و پامون درد می کنه و تو سرمون پر فکره و تو دلمون پره حرف میون خواب و بیداری هامون...
مثلا یکی بود که صدای گرفته مون رو هم دوس داشت ...
 
+سرما خوردگی رو دوس دارم
آسمون پر ستاره ی این شبارو ، گل نرگس رو ...
حرف زدن وقتی دلم گرفته رو
چراغ نفتی ِ چادرای براسان رو ت

ادامه مطلب  

درگیری  

گرچه درگیرم ولی بیشتر درگیر رفتنای یهوییم که با کلی علامت سوال فقط به جواب میرسی...
موندم که حالا که خود فصل زرده اون کجاست بم گفت بنویس میخونم اگه واقعا اینطوره چرا هیچ پیامی نمیرسونه کفترای خوش ذوق آسمون گرفته.درگیرم بیشتر از همه با کفترایی که دیگه عین قبل خبر نمیرسونن...حتما کفترا مشکل دارن دوس دارم اینجوری فک کنم حداقل

ادامه مطلب  

زیر آسمون این شهر  

الان که این پست رو مینویسم زیر یک اسمون پر ستاره دراز کشیدم

ادامه مطلب  

 

باز امشب مامان باهام دعوا کرد که چرا این قدر به گوشی ام وابسته ام. دلیلش ندونستنه، مامان replyندیده که بدونه حتی اون دوره ای هم که موبایل نبود به وقت عاشق شدن به پیجرشون وابسته می شدند. درسته که عشق من یک طرفه است، درسته که بعد شش هفت سال دیگه هیچ کس تصورشم نمی کنه که من هنوز تو عشقم مونده باشم، اما من هنوز عاشقم و یک امید واهی توی قلبم هست که یک روز محمد هم بالاخره دوستم خواهد داشت، یه روز بالاخره بهم زنگ می زنه. امیدی که تو قلبم می جوشه به حدی قدر

ادامه مطلب  

1267  

میگه این پستای عاشقانه ش رو باور نكن
اینا رو میزاره فكر تو و چند تا دختر دیگه رو مشغول كنه
گفتم باشه
گفت بكش بیرون از این فراموشش كن بره
گفتم باشه
گفت آره خوب میكنی آفرین
...
حتی الان كه دارم اینو مینویسم هم باز لجم گرفته
در طول تاریخ كی كیو اینطوری فراموش كرده؟ كه بهش بگی زود فراموش كنه اونم بگه باشه و زود هم فراموشش كنه؟!
پ.ن: بعضیا هنوز انقد بزرگ نشدن كه بفهمن زمین تا آسمون تفاوت حرف و عمله 
 

ادامه مطلب  

سیمین نوشته  

همه ی آدما به معجزه اعتقاد دارن ...
اون هایی هم که ندارن ، احتمالا نمیدونستن باید روی کدوم اتفاق خوب زندگیشون اسم "معجزه" بذارن ...
اما لحظه های آدما پر از همین معجزه هاست ...
معجزه ی تنفس ...
تماشای سپیده ...
امنیت زیبای پرواز ...
لمس گرمای خورشید...
...
شاید هم عمق معجزه ، گم شدن یه آدم ، تو رویاهاش باشه ...
حتما همینه .
خدای بزرگم ...
ممنونم که کمکم میکنی تا معجزه های پاکت رو تو لحظه هام درک کنم ...
ممنونم که پنجره های فکرم رو ، به ماه آسمون باز کردی .
تا بفهمم

ادامه مطلب  

بازم بارووووون...(دلنوشته)  

چِقَد حالِ هوا گِرِفتَس...
پیشونیه آسمون پُر از خَطهای در هم تنیدَس و چه اَخمی!!!!
اَبر ها حِساااابی تَرسیدَن...
عادت به این همه سَنگدلی و بیرَحمی ندارن...
همه یه گوشه از آسمون جمع شدن و از ترس به خود میپیچن و میلَرزن...!
یکی از اَبرا رَنگِش پَریده...نَفَسِش بالا نمیاد...دیگه اصلا طاقت نداره...
یِهو بُغضِش می تِرِکه و....
بارون شدیییید میشه...!!!

ادامه مطلب  

امید دوباره  

دیروز هم مثل روزهای قبل از خواب که بیدار شدم با خودم گفتم : اه یه روز تکراریه دیگه... از کنار باغچه که رد می شدم نگاهم به بوته رزی افتاد که هفته پیش از حرص غنچشو بدون اینکه باز بشه چیده بودم ، از کناره ی شاخه یه غنچه دیگه در اومده بود به آسمون نگاه کردم هوا صاف صاف بود نسیم ملایمی پیچید دوباره به شاخه ی رز نگاه کردم با خودم فکر کردم مگه چیه من از یه بوته رز کمتره که نتونم دوباره شروع کنم و یا نتونم از یه پنجره دیگه به زندگی نگاه کنم دوباره به آسمون

ادامه مطلب  

اولین برف  

از 6 تا8صبح برف بارید.رو زمین ننشست اصلا.منتطر بودم بشینه.همه جا سفید بشه.برای خودم یه آدم برفی بسازم.یه آدم برفی مهربون  .یه آدم برفی با یه لبخند.تا نگاش کنم.باهاش حرف بزنم.با انگشتم نازش کنم وسرماشو حس کنم.میخواستم فقط یه کوچولو بسازم تا تو دوتا دستام جا بشه.مثل یه آدم کوچولو.اما نشد.برفا به دختر پشت پنجره که تو دلش به آسمون التماس میکرد بیشتر براش برف بریزه توجهی نکرد.چشای مشتاق دخترک رو ناراحت جا گذاشت و باریدنشو تموم کرد..بازم یه حسرت دیگه..

ادامه مطلب  

پرنده های قفسی ، سیاوش قمیشی  

پرنده های قفسی ، عادت دارن به بی کسی
عُمرِشونُ بی هم نفس ، کِز میکنن کنج قفس
نمیدونن سفر چیهعاشق دربه در کیههر کی بریزه شادونه ، فکر میکنن خداشونهیه عمره بی حبیبنبا آسمون غریبناین همه نعمت اما ، همیشه بی نصیبن
چمیدونن به چی میگن ستارهچمیدونن دنیا کِیا بهارهچمیدونن عاشق میشه چه آسون پرنده زیر بارونتو آسمون ندیدن خورشید چه نوری دارهچشمه ی کوه مشرق چه راه دوری داره
قفس به این بزرگی کاشکی پرنده بودممهم نبود پریدن ولی برنده بودمفرقی نداره وقتی

ادامه مطلب  

آغاز  

پاییزم که اینهمه منتظرش بودیم بالاخره اومد. نیمه آبان ماه دوسال پیش بود که شروع شد و خیلی خوشحال بودم. درست نیمه آبان، ماه کامل وسط آسمون دل آدمو می لرزوند. هوای پاییز یه طوریه که آدمو  عاشق میکنه یا عاشق تر می کنه. یه بعد دیگه ام داره و اون اینه که آدم ممکنه خیلی افسرده بشه. اصن همین افسردگیا با عاشقیت در ارتباطه. حالا که پاییز تو یه روز اومده؛ نشستیم منتظر برای اولین باران پاییزی. دلمون سخت هوای باریدن و بارونی و چتر کرده. برگای درختا بریزه و

ادامه مطلب  

عاشقتم  

 

دوست دارم نرو
دوست دارم بفهمدوست دارم بمونمن عاشق توامتو هستی منیبه جون هردومونوقتی که با تواموقتی که پیشمیآرومه زندگیما عاشق همیماین حس روشنو باید بهم بگیم
دنیا اگه نخواد،حتی خدا نخوادمن عاشق تواماز آسمون عشق،سنگم اگه بیادمن عاشق توام
این زندگی اگه،دور از تو بگذرهمیافته از چشممدیوونتم نرو،تا من کنار تودیوونه تر بشمدنیای من تویی،باور کن عشق منبه جون هردومونمن بی تو میشکنم،این حرف آخرویادت نره بمون
دنیا اگه نخواد،حتی خدا نخوادمن ع

ادامه مطلب  

:)  

◆ نذار که سفره ى دلت پیش غریبه وا بشه ◆● این بغض نشکسته باید سهم خود خدا بشه ●◇ پا به دنیاى فرشته ها بذار  ... ◇☆ دنیاى فرشته ها حقیقته ☆ ♂ واسه تو که بودى آسمون میدى ♂♧گم شدن تو زندگى مصیبته ♧♡ آخرین نشونه ى رسیدنى ... ♡♛ که واسه همیشه بى نشون میشى ♚介 پا رو مخمل ستاره ها بذار ...介♝ دارى همسایه ى آسمون میشى ♝◇ آخرین نشونه ى رسیدنى ◇ ♥ که واسه همیشه بى نشون میشى ...♥★پا رو مخمل ستاره ها بذار ...★♤ دارى همسایه ى آسمون میشى ♤♔ نذار که سفره ى

ادامه مطلب  

یک روز کلی  

امروز همه ی کارهام رو تعطیل کردم، اصلا کامپیوترم رو هم روشن نکردم، چون که یه سری مساله‌ی کلی بود که باید بهشون فکر می‌کردم. برای همین از خونه زدم بیرون. تا شب کلی این طرف و اون طرف رفتم و فکر کردم. البته مساله‌ها دقیق حل نشدن. چون مساله‌های کلی بزرگن. توی سر آدم جا نمیشن.
اما یادمه که حدود ساعت چهار و نیم بعد از ظهر بود که یه چیزی فهمیدم: به نظرم این همه آدمی که اطرافم هستن، با انگیزه‌های جزئی زندگی می کنن، نه اهداف کلی.
الان نمی دونم این که گف

ادامه مطلب  

حواست هست؟ اولین باران پاییزی  

باران آواز ماست
وقتی از
دلتنگی های بی امان
لبریزیم...
فکر کردم خواب میبینم 
ییعنی ممگنه بارون باشه؟ خودش بود انگار!
ببه شوق بارون بلند شدم و رفتم تو حیاط
باورم نمیشه 
بارون میاد چه بارونی 
با ی آسمون  گرفته 
بوی نم و بوی بارون همه حیاط رو پر کرده 
ی ذره زیر بارون موندم 
با اینکه موهامو سشوار کشیده بودم دیشب اما هنوز خیسه 
نمی دونم مال اونه یا بارون یا مریضیم که لرزم گرفت 
اومدم  زیر پتو و بخاری رو زدم 
اما هنوزداره صداش میاد 
این اولین بارون پ

ادامه مطلب  

best disscution  

- به من فکر کن
---- اینطوری که عاشقت میشم
- خب بشو عشق که کنتر نمیندازه
----همون بهتر که زن نگیرم
-اره نگیر یه دوست خوب مثل من داری زنو میخوای چیکار
----قشنگ گفتی تورو دارم دیگه
-من کنارتم
---نمی دونم چی میشه ولی حس خوبی دارم
-
---آسمون تنهاییام

ادامه مطلب  

جوکدونی  

میدونید فرق مدیرگروه با برف چیه؟؟؟؟؟برف از آسمون میاد رو زمین میشینه.....مدیرگروه همینجوری تو دل همه میشینه!!!!!آخه آدم انقد تو دل برو؟؟؟؟ ؟الله اکبر!!!!!من برم واسه مدیر اسپند دود كنم
 
میگن اینو تو هر گروهى بفرستى مدیر شام دعوتت میکنه

ادامه مطلب  

آسمون ابری  

هواخیلی سردبودآسمون بغض کرده بود نمیدونم چرا ولی نمیبارید از صب منتظرنم نم بارون بودم ک برم بیرون ولی دریغ از یه قطره به فهیم گفتم پایه ایی بریم بیرون گفت آره ساعت۴عصر بود ک همودیدیم یه هفته ای بود ندیده بودمش خوشگل شده بود شروع کردیم به دور دور...
یه پسری افتاده بود دنبالم و هی میگفت شمارموبردار پشیمون نمیشی و ...فهیم خوشش ازش اومده بود آخه واقعا خوشگل بود برا همین فهیم کلی اصرارکرد که شمارشو بردار بهم بده منم به خاطر اون شمارشو برداشتم و بعد

ادامه مطلب  

آسمون ابری  

چندروزه هوای شهرمون ابریه..ولی آروم وبی سروصدا.
دوس دارم یهویی همه جاتاریک بشه.ابرها بیان تانزدیک زمین.چندتا برق بزنه.
از دور صدای غرش رعدبیاد.کم کم به آسمون ماهم برسه.
نم نم شروع به باریدن کنه.
بوی خاک باران خورده باهیچ عطری برابری نمی کنه.
عطرهای طبیعت مدهوش کننده هستن
آهنگهای خدایی گوشنوازن.
صدای باد..غرش رعد..
ازهمه اینها لذت میبرم

ادامه مطلب  

nazreh work at beauty salon almas as a secretory until end of year 1395  

یاس که میگن منم من یا س که میگن منم من چه خوشگلم چه نازم به عطر و بوم مینازم موقع راز و نیاز منم توی جانمازکسی پیدا نمیشه مثل تو مهر بون باشه حرفهای خوب بزنه یکدل و یکزبون باشه
بگه هر روز واسمون جونشو مدیون بکنه توی ظلمت دلم خورشید آسمون با شه خورشید آسمون باشه مادر مادر مهربون من ای که میگی جون تو به جون من گلهای باغ بهشت تو زیر پاهات میبینم همیشه صبح سپید و توی چشمات میبینم تو به طفل عاطفه درس وفا داری دادی سادگی عشق و صفا رو توی دستات میبینم م

ادامه مطلب  

nazreh work at beauty salon almas as a secretory until end of year 1395  

یاس که میگن منم من یا س که میگن منم من چه خوشگلم چه نازم به عطر و بوم مینازم موقع راز و نیاز منم توی جانمازکسی پیدا نمیشه مثل تو مهر بون باشه حرفهای خوب بزنه یکدل و یکزبون باشه
بگه هر روز واسمون جونشو مدیون بکنه توی ظلمت دلم خورشید آسمون با شه خورشید آسمون باشه مادر مادر مهربون من ای که میگی جون تو به جون من گلهای باغ بهشت تو زیر پاهات میبینم همیشه صبح سپید و توی چشمات میبینم تو به طفل عاطفه درس وفا داری دادی سادگی عشق و صفا رو توی دستات میبینم م

ادامه مطلب  

شبهای تابستون  

یک دقیقه هست که وارد ۹ مرداد شدیم، ما امشب اومدیم خونه خالم اینا چونکه خونمون دوسه روزه آب قطعه، خدا کنه فردا خونمون آب وصل شه، آجیم ایما هم فردا بعدظهر حرکت میکنن که بیان اصفهان، حسابی دلتنگشم. امشب خیلی خیلی خیلی دلم گرفته. نمیدونم این دنیا چیه ‌که گاهی آدم اینطوری دلش میگیره. آسمون خونه خاله اینا پرازستارست. آسمون تو خونه ما زیاد پیدانیست همش ساختمونا پیدان. کاش من رو یکی از این ستاره ها خونم بود نه روی زمین، زمین برام قشنگ نیست. امروز به

ادامه مطلب  

اعتماد به خدا  

« یه روز یه کوهنوردی تصمیم به فتح یه قله میگیره . بعد از اینکه بار سفر میبنده واسه اینکه این افتخار تنها نصیب خودش بشه , تنها راه می افته . با تجربه ای که داشته و چون عجله ام داشته سر شب به نزدیکی قله میرسه . و چون میخواسته بین مردم بیشتر محبوب بشه که یه شبه قله رو فتح کرده و قهرمان دلیر مردمش بشه , شب رو هم به راه خودش ادامه میده . شب بود , فقط سفیدی کمرنگ برف رو میشد دید و صدای زوزه ی باد و سوزش سرما بود و دگر هیچ ! مرد به خودش دلداری میداد ک

ادامه مطلب  

مرداب  

میون یه دشت لخت زیر خورشید كویر                                    مونده یك مرداب پیر توی دست خاك اسیر منم اون مرداب پیر از همه دنیا جدام                                    داغ خورشید به تنم زنجیر زمین به پام من همونم كه یه روز می خواستم دریا بشم                                    می خواستم بزرگترین دریای دنیا بشم آرزو داشتم برم تا به دریا برسم                                    شبو آتیش بزنم تا به

ادامه مطلب  

بیدار شو...  

خوابیده بود داشت به ترک های سقف نگاه می کرد ، گوشی رو زده بود به شارژ گذاشته بود رو میز کنار تخت ، با لرزش گوشی به خودش اومد ، به گوشی نگاه نکرد بلند شد و رفت رو به روی آیینه ی اتاقش ایستاد با بی حالی به خودش نگاه کرد ، یهو متوجه ی تغییراتی توی چهره اش شد ، چشم هاش گرد شده بود از تعجب ، دست کشید رو صورتش ، رو لب هاش ، رو سرش دو تا شاخ در اومده بود ، از ترس داشت می لرزید ، به شاخاش دست زد ، هول کرده بود ، برگشت سمت در اتاق ، دویید رفت بیرون ، از در اتاق ک

ادامه مطلب  

nazreh work at beauty salon almas as a secretory until end of year 1395  

یاس که میگن منم من یا س که میگن منم من چه خوشگلم چه نازم به عطر و بوم مینازم موقع راز و نیاز منم توی جانمازکسی پیدا نمیشه مثل تو مهر بون باشه حرفهای خوب بزنه یکدل و یکزبون باشهبگه هر روز واسمون جونشو مدیون بکنه توی ظلمت دلم خورشید آسمون با شه خورشید آسمون باشه مادر مادر مهربون من ای که میگی جون تو به جون من گلهای باغ بهشت تو زیر پاهات میبینم همیشه صبح سپید و توی چشمات میبینم تو به طفل عاطفه درس وفا داری دادی سادگی عشق و صفا رو توی دستات میبینم م

ادامه مطلب  

 

 
 
بهتره وایسی
بیشتر از این جم نخور
داری فقط خودتو خسته میکنی
بدتر از این که نمیشه، میشه؟
مگه اینکه همین الان از آسمون آتیش بباره
البته با این اوضاع اگه بارونم بباره ماجرا به همون اندازه خراب میشه
مسخره‌ست
ولی میبینی که این طوریه
فعلا آروم بگیر
و فقط منتظر بمون
 

ادامه مطلب  

امان از این ناگهانی رفتن ها  

عاطفه عزیزحتما دلیل خوبی برای بی خبر رفتنت 
داشتی .امیدوارم هرکجا هستی زیر چتر آسمون شادو دلخوش باشی دوست من 
خانم دکتر عزیز اگر مسیرت از خونه  ما گذشت حتما به این خونه سری بزن 
آغوشم همیشه برات گشوده ست 
دوست دارم مهربان دوستم 

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1