تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


چابهار در انتظار گینس بعنوان باحال ترین شهر دنیا  

 
بسمه تعالی چابهار در انتظار گینس بعنوان باحال ترین شهر دنیا کتاب مرجع و دارای مجموعه‌ای از رکوردهای بین‌المللی شامل دستاوردهای انسان و پدیده‌های طبیعی تحت عنوان " رکوردهای جهانی گینس" برای سال ۲۰۱۷ در حال انتشار است که امسال در این کتاب نام شهر چابهار بعنوان باحال ترین شهر دنیا با تکیه بر ادله مستند به شرح ذیل مزین خواهد شد. جا دارد پیشاپیش ثبت این عنوان را به تمامی شهروندان چابهار تبریک عرض نمایم. ۱_ ناکامی کارآگاه پوآورو از انگیزه

ادامه مطلب  

جک باحال  

وقتی داری نیمرودرست میکنی وازبقیه میپرسی شماهم میخورین؟؟؟
اونی ک میگه من یکی دولقمه باهات میخورم.....
.
.
.
ازهمون بترسین
موجودترسناکیه
 
 
 
 
 
 
 
 
رفتم تومجلس ختم ازبغلیم پرسیدم بنده خدابرای چی فوت شدن؟؟؟
دختره گفت:سرطان ترموستات داشتن....!!!!!!!
من

ادامه مطلب  

0864  

 
بین روزمرگی گیر کردم ، همه ی روزام مثل همن ! یه روز با دلخوری میگذره ، یه روز با بی تفاوتی ، یه روز درس و مشقام زیاده و نمیفهمم کی گذشته ، یه روز هیچ کاری ندارم و اصلن نمیگذره ولی کلیت همه ی روزا یکیه ! 
دوس ندارم اینطور زندگی کردن و ! دلم تغییر میخواد ! دلم یه شوک باحال میخواد ، البته شوک خوب ^_^

ادامه مطلب  

هههههه  

 
 

-------------------
کلاس های کنکور داعشی ها :
 
کلاس کجا برم ؟؟؟؟ منفجران فجیح 
 
کتاب چی بخونم : منفجران فجیح 
 
تو کدوم آزمون شرکت کنم : منفجران فجیح 
 
کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منفجران فجیح 
 
چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منفجران فجیح 
 
گجا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منفجران فجیح 
 
 تلفن 29 دوتا بمب
-------------------
 
مورچه خندید و گفت : ای انسان مغرور نباش!!!!!!!!!!که تو در قبرت برای من وعده غذایی بیش نیستی 
.
.
.
.
.
.
مرد پوزخندی زد و گفت : من بودایی هستم و مرده ی من سوزانده می شود !!!!!!
و مورچه را له

ادامه مطلب  

یه دیوونه از ازل یه فراری تا ابد  

باحال ترین تصویر هم اونجاست که پسرک 7یا 8 ساله از مدرسه برگشته ،
دست خواهر کوچیکشو گرفته و رفتن از بستی فروش سرکوچشون دوتا بستنی چوبی
خریدن. زیر گرمای این شهر نوش میکنن و قهقهه میزنن. فک میکنی این دنیا رو به تمسخر گرفتن!
~تو هم هستی

ادامه مطلب  

حسین  

روی دستش پسرش رفت ولی دینش نه;نیزها تا جگرش رفت ولی دینش نه; این چه خورشید غریبی است كه باحال نزار;پای نعش"قمر"ش رفت ولی دینش نه; شیر مردی كه در آن واقعه هفتاد و دوبار;دست غم بر كمرش رفت ولی دینش نه; هر طرف مینگری نام"حسین"است و حسین!ای بنازم به حسینی كه سرش رفت ولی دینش نه

ادامه مطلب  

بازگشت از مشهد  

سلام
خییییییییییییلی باحال بود
یعنی یه چیزی میگم یه چیزی میشنویدا
خیییییییییییییییییییییییییییییییلی باحال بود
اصلا امام رضا یه چیز دیگه ست به نظرم
با بابایی و مامان جون خیلی جاها رفتیم، خیلی مراسمها ، خیلی امام زاده ها ولی نمیدونم امام رضا چرا اینقدر باحال بود واقعا وصف ناشدنی بود(چه کلماتی دارم میگم با این سن و سالم!!!!)
از سه شنبه صبح که عیدغدیر بود تا دیروز عصر که تو مشهد بودیم مثل یه خواب خوش بود جدای از فضای معنویش که خیلی ویژه بود فضا

ادامه مطلب  

لذت  

 سوالات رایج مربوط به مبایل :
سال 76 : آنتن دهی ش چطوره ؟
سال 79 : چقدر شارژ نگه می داره ؟
سال 82 : دوربینم داره ؟
سال 85 : دوربینش چند مگا پیکسله ؟
سال 88: لمسیه یا از این معمولیاست ؟
سال 91 : اندرویده ؟
سال 94 ک هوشمنده یا معمولیه ؟
سال 1400 : درکت میکنه یا نه؟ 
1403 :به اندازه ی کافی بهت توجه می کنه یا می خوای بهم بزنی ؟
 

ادامه مطلب  

مصاحبه ی باحال کای  

مصاحبه ی باحال کای
منبع:کره نیوز
 
 
اون از احساسش در مورد عضو بودن تو اکسو حرف زده و گفته:"اینکه چون ما کلی جایزه تا به الان بردیم دلیل نمیشه که به همه ی هدفامون رسیده باشیم!ما باید ادامه بدیم!ولی خب هدف نهایی من از بودن تو اکسو اینه که همه ی بچه های گروه رو تا ابد کنار هم تو گروه نگه دارمو باهم به کاروزندگیمون برسیم.
از بودن تو گروه خیلی چیزا یاد گرفتم. فهمیدم صبور بودن یعنی چی!قبلنا اعصاب نداشتم ولی الان اون عصبانیتا و بی اعصابیا همشون دود شدن

ادامه مطلب  

 

مریم ب فکر سوالای فیزیک.. اون سمپادیا...اونوخ من هنو شرو نکردم
از صبح شیش ک رفتم بیرون بدون اطلاع خانواده ک بعدشم امیر ی قشرق گنده بپا کرد ک کجایی
تا الان ک ساعت هشت شبه بیرون بودم...
فزدا ازمون دارم خبر مرگم هیچی نخوندم  :|
اولین ازمونم هس...
خدایا گند نزنم...:((  
 
+تو ماشین بود با ضبط ور میرفت
مثلا منو ندیده بود... عاره   -_-
زدم تقی ب شیشه دید منو ...  :))
 
+ پی ام های قدیمی رو با سین میخوندم امروز ...
خخخخخخخخخخ...
خعلی باحال بود...

ادامه مطلب  

 

سلام...امیدوارم خوب باشی عزیزم و صحیح و سالمخب اول جواب سوال هاتو بدم ک مطمئنم از فوضولی دق کردی هههاول اون عکس پروفایل:خب اون عکس رو تو اینستا پیدا کردم خیلی باحال بود منم دانلودش کردم گذاشتم پروفایلم ههه همینحالا اون سوالت ک چرا اون روز ساعت پنج و خورده ای آنلاین شده بودم:این هفته که گذشت رفتم سر کار بخاطر همین باید صبح زود بیدار میشدم و غذا میخوردم و آماده میشدم بخاطر همین یکم زود پاشده بودم رفتم ی سر تلگرام و واتس همینخب درباره این مدت هم

ادامه مطلب  

 

تو دوری زمن من بیقرارتم
تو عشقی من من عاشقتم
وفای تو چنان بود ک کرد مرا حیران ک چنان باوفا هستی تو ای مهربان
شعر بلد نیستم بیت بلد نیستم هرچه گویم خود ندانم چ گویم
باز میگویم فاش میگویم تو را میگویم گر شوی خوشحال من میشوم
باحال همچو طوطیه رنگین شمال تو اهو باش
من در غربت تو میکشم انتظار چون دوستت دارم هستم 

ادامه مطلب  

جک باحال  

آرزو میکنم پول تو کیفتون مثل ابروهاتون و سیبیلاتون باشه تا بر میدارید فرداش در اومده باشه.. ......خداییش آرزوی قشنگی کردماااااااا,آمینو بلند بگو...
 
×××××××××××××××××××××××××××
 
خوشبوكننده دستشویی خراب شده،
 
بابام میگه توكه مهندسی بیابرو درستش كن دیگه اسپری نمیكنه!
 
 
ینی هیچ جور دیگه ایی نمیتونست بگه ریدم تو اون لیسانست
 
××××××××××××××××××××××××××××××××
 
دوس دختر حسنی بهش گفت: حسنی میایی بریم حموم؟
 
 
 
 
 
حسنی: بریم بریم

ادامه مطلب  

4 آبان  

تمام دورانی که در مدرسه درس زیست می خواندم برایم سوال بود که چرا ما خونگرم هستیم و مثلا خزندگان خونسرد محسوب می شوند. اصلا یکی از سوال های اساسی من در مدرسه همین بود که عبارت های خونگرم و خونسرد چه معنی ای می دهند. احتمال می دهم معلم زیست مان آن وقت ها نمی دانست این عبارت ها یعنی چی وگرنه برای من توضیح می داد و تا الان این سوال در ذهنم باقی نمی ماند!خیلی خیلی مشعوف شدم وقتی بابا مرا روشن کرد که خونگرم ها دمای بدن شان ثابت است ولی خونسردها دمای بد

ادامه مطلب  

باحال  

یه چیزی هست که خودم باورم نمیشه.
به دوستام که عکسای دسته جمعی میندازن و میذارن تو تلگرام داره حسودیم میشه!! همون بچه هایی که روزی چند بار باهاشون میگیم و میخندیم و همو دست میندازیم و کلا همه چی دیگه!! 
اما هیچکدومشون نمیاد یه عکس کوچولو ازمون بگیره حالا نخواستیم بذاره رو پروفایل پیکچرش. خودمم هیچوقت اهل اینکارا نیستم اما دلیل نمیشه نخوام بقیه اهلش باشن!! 
فقط اینا نیست... دیگه کسی ازم نمیخواد تو یه کاری همراهیش کنم یا مثلا یه جایی دعوتم کنه. او

ادامه مطلب  

493  

+ دیروز رفتم پیش مامی :)
+ امروز بعد از ظهری ام
الانم ناهارم رو آماده کردمُ 
نشستم به کارای سایت میرسم 
+ من از تب.ریز باقلوا خریدمـ
واسه ما و مامی و مامی همسری!
ولی زیاد باحال نیست! 
کمی ناراحتم از این موضوع!
همسری گف از جاش دربیاریم! همه شیره اش یه جوری شده!
غصه ناکم الان!
+ چقد خوبه اینجا هست تا احساساتمو بنویسم!
کمی آرام بشم!
+ خدایا شُکرتــ
همه چی رو به خودت میسپارم!
بهترینا رو پیش بیار واسمون
توکل به خودتـ

ادامه مطلب  

اتفاقای خوب دوستتون دارم  

بی مقدمه بگم ...یه کار کوچولو پیدا کردم.چهارصد تومن میخواد بده ایشالا.کارورزیم تموم شد.گزارش نویسی میکنم برای یکی از استادا.با استادا آشنا شدم.کلی گردهمایی وکنگره ونشست شرکت کردم و پیشرفت کردم و اعتماد به نفس گرفتم.کلی حرکتای باحال زدم وجاهای مختلف رفتم.مثلا برای روز خودمون برای همه کارکنان مج شکلات خریدیم وکلی خوشحال شدن.برف میاد و من عاشق این هوام.ماه خودمه.فک کن تو ماه خودت بهترین هواییکه دوست داری باشهبرفی وسرد و عاشقونه...
خواستگار داشت

ادامه مطلب  

 

خیلی دلم میخاد بیام اینجا پست بزارم و کلی حرف بزنم اما حوصله ام نمیکشه. کلا باید بعضی حزفها تو سینه ادمها باید دفن بشه حتی اینجا.
 گاهی دلم میخاد خودمو بزنم بیخالی و باحال زندگی کنم امروز ب یه رفیقی پیشنهاد دادم بریم ی کافه که شاید حالم خوب بشه اون که کلا باهم اومد ولی فاز منفی بود کلا حالمو به جای خوب کردن بیشتر بهم ریخت از ی طرف مث همیشه شیک بادوم زمینی سفارش دادم که کلا رفتم تو عمق خاطراتم و یاد خونه ویلایی تو میدون یاسر  افتادم. خونه ای که ا

ادامه مطلب  

مشکل ؟  

کم کم این نوشتن های بداهه داره سخت میشه ! ولی کسی که اینجا از من توقعی نداره ...پس من هم هر چی دلم می خواد می نویسم . در پست های بعدی یک داستان جالب میگم . از داستان بابام ( عجب داستانی داریم ما ... ) هم باحال تر حتی !دلیلشم که الان نمی گم اینه که حوصله ی تایپ ندارم . شوخی می کنم !باید آماده شم و وسایلام رو جمع و جور کنم و برم سمت باشگاه .
پس تا بعد !

ادامه مطلب  

چقد خوش میگذره...  

چقد بودن کنارش برام شیرینه... چقدر باهاش خوش میگذره... چقدر خوبه... چقدررررر دوووووسش دارم واقعا :) واقعا یه تکه جواهره این بانوی ما :) چقد دلم میخوادش :) 
چقد خوشحالم که اوضاع اینجوری شد که با هم انقد دوست بشیم :) امروز رفتیم بیرون... رفتیم پارک ملت کلی عکسهای باحال گرفتیم :) انقد دلم براش هی تنگ میشه که هی میخوام عکسهاشو ببینم! هیچوقت فکر نمیکردم انقد احساسی باشه و انقد اخلاق دخترونه داشته باشه! واقعا همه اخلاقها و رفتاراش فوق العاده س :) آقا خلاصه ب

ادامه مطلب  

60percents  

دیروز از ساعت شش و نیم که برگشتم تا شش صبح روز بعدش خواب بودم بعد هم کنکور زبان قسمت زبان تخصصیشو صحیح کردم باورم نمیشه....شصت درصد....تا سال قبل بیشتر ده درصد نمیزدم...باورم نمیشه تا حدیووو البته هنوز معلوم نیست دقیق... باید صبر کنم تا خود سازمان سنجش کلید ها رو بزنه...اگه شصت درصد زده باشم احتمالا اسپانیایی تهران قبولم....باحال نیست؟

ادامه مطلب  

 

این واسه بار دوم بود که میرفتم یخچال،ولی بازم نتونستم فتحش کنم،البته تا ۲۰۰متری قله رفتم ولی ...
این موضوع خیلی رو روحیه ام تاثیر گذاشت.
اولش فکرمیکردم علت ضعیف شدنم فقط پیاده روی فوق العاده طولانی و نفسگیر دامنه کوه بوده ولی امشب مطلبی از اینترنت خوندم که فهمیدم علتهای دیگه هم داشته که پوشیدن لباس زیاد و عرق کردن هم از عوامل خسته شدنم بوده.
االبته اتفاقات قشنگ هم پیش اومد که یکیش پیدا کردن دم روباه بود و دومیش این بود که موقع برگشت سوار نیسا

ادامه مطلب  

 

واقعن من آرزویی ندارم؟ هدفی چیزی!
جمعن 2 تا چیز به ذهنم رسیده تا 30 سالگی! البته من خودم توقعاتم پایینه از زندگی. معلومه!
آخه بگو ما عکسی داریم از خودمون که رو فلش بمونه؟!
دیشب خیلی شب عجیبی بود. بله برون نارسیس! عجب شبی بود. واقعن شب مراد بود. الحمدلله خیلی ماشاالله به هم میان. انگار واسه هم ساخته شده ن و این مدت که مجرد بودن دنبال هم میگشتن و آخر پیدا کردن همدیگه رو!
روز من هم میرسه اما فعلن نمیخوام برسه. روز من روزیه که انقد مجذوب طرف بشم که به همه

ادامه مطلب  

 

                                                                                 از خدا پرسیدم؟
                                                                       ❇ چرا فاحشه ها قشنگ ترن!؟
                                                                    ❇ چرا پسرای دختر باز جذاب ترن
                                                                    ❇ چرا آدمای سیگاری باحال ترن....
                                                 .           ❇ چرا با اونایی که دیگران رو مسخره میکنند،        

ادامه مطلب  

 

اصن گفتم اونروزی چی شد؟ 
بابا تو حافظ ی مغازه پاستیل فروشی زدن بالاخره نمردمو دیدم ^_^_^ هرچند کوچولو بود ولی خیلی باحال بود سعید برام کلی پاستیله بستنیی و ترش گرفت خیییییلی خوشممزن 
مممم راستی راستی دفتر آشپزی خوجیلم رسیدا با دفترچه لیست کارای من و برچسب ارتقا یافته کیبرد رنگی رنگیم ^_____^ بوی زندگی میدن 
میخوام استیکره رو بدم ب فاطی اخه من گل گلیشو دارم ...
دیگه اینکه هر روز دارم ی چیزی تو اسکرپ بوکم مینویسم یا میکشم ... حس خوبی میده ی چیز جدیده

ادامه مطلب  

سلامتی داداشم  

داداش داشتن خودش یه زندگیه.
داداش داشتن یعنی به جون داداشم راست میگم.
 
یعنی به جون داداشم که میخوام دنیا نباشه.
یعنی ....اق دادااااااااشمو عشقه
یعنی.....میگه اجی اینی که پوشیدم بهم میاد خوبه؟
 
یعنی......دعوا،کتک کاری ،خنده ،اشتی
یعنی ......فوتبال نگاه کردن وکل کل های باحال
یعنی.......روت غیرت داره
یعنی .....کسی نگات کنه مرگش حلاله
یعنی......همه بهت میگن تو ابجیشی برو باهاش حرف بزن راضیش کن
یعنی.....یعنی انقداذیتش کنی کفری بشه داد بزنه مامااااان بیا اینو جم

ادامه مطلب  

نازنین  

من به عشقت نازنین ازراه دشوارآمدم
باهزاران آرزو مست و پریشان آمدم
من برای دیدنت افتان و خیزان آمدم
پای کوبان درپی ات مستان و حیران آمدم
نازنین بنگرکه من با چشم گریان آمدم
ازمیان خاروسنگ باپای عریان آمدم
نازنین دررابه روی من مبندخوارم مکن
من که باحال پریشان تابه اینجاآمدم
آمدم آمدم آمدم من آمدم
نازنین من با تمام آرزوهام آمدم
نازنین زیبای من،من به پایت سوخته ام
درتمام روز وشب چشم به راهت دوخته ام
روزگارم برخلاف آرزوهایم گذشت
درخیال عشق تو ع

ادامه مطلب  

سلام:)  

سلام
نمیدونم سلام ب کی !
همه ی دوستای بلاگفام وب هاشونو پاک کردن
یا اینکه دیگه سر نزدن بعد از یه مدتی ک بلاگفا
تعطیل بود
شدید دلتنگشونم
این دوسالی ک ننوشتم روزایی بوده ک دلم خواسته
دوباره ب این فضای گرم قبل برگردم
کاش برگردن همه بچه ها
امیدوارم سلامم ب آدمای باحال جدید و دوستای قدیمیم
برسه
چقدر دلم تنگ شده واسه دلنوشته های دوست پاییزیم
خاطرات نگین
آموزش زبان های الهام
نوشته های سنگین محمد
و....
چقدر فضا گرم و صمیمی بود...
گریه کردم حتی از دوریش

ادامه مطلب  

شیک  

یعنی هیچی نگاهیچی به هیچی
توتابحال منودرخت دیدی؟
خوبه گفتی عاشق شدی ولی من نیستم مگه نه؟
خخخخ اونجاش که اقای مدیری گفت ماامروزبه استثناء
هیچی ازشمانمیگیریم خیلی باحال بود
یعنی ضایع کردتودرحدبنز
اخه منونگاکن ببینم توباماشین مردم چیکارداری؟
خوششون بیادسوارت میکنن خوششون نیادسوارت نمیکنن
یعنی این بسته به شخصیت افرادداره
توسانتافه ی خودتوبرون به قدرکافی حال میکنی نترس
بدک نبود برنامه ولی تیپت خیلی باکلاس بود لایک
شیک بودپسندیدم

ادامه مطلب  

❄  

داشتم عکسای گنج نامه رو نگا میکردم
یادش بخیر ...
درسته آخرش گند خورد ولی خوب بود ...
خوش گذشت 
عکسامون باحال شد یه جا منو ب... شدیم مثه زامبیا 
چ ژستایی میگیرفتیم 
سیگارو ف... و ... 
پ.. میگف این عکسارو نشون س... بده  گفتم باش تا کله امو بکّنه 
 
اصن عجیب خوشحالم 
شر ب... کم شد از دیروز شونصد بار زنگ زد جوابشو ندادم 
خدا کنه بیخیال شه اسکل هنو نفهمیده من مدرسه میرم صد تا میس داشم واس ساعت ۱۱ صب 
اگ باز گیر بده راستشو بش میگم  
 
هوا عجیب سرد شده بابام میگ

ادامه مطلب  

اولین برف  

میخواستم که روز شنبه نرم سر کلاس و باید به انا میگفتم واسه همین بعد از امتحان بهش به المانی گفتم و اونم متوجه شد ...باورم نشد یه لحظه....خیلی اتفاق مهمی بود...و بعد ازمایش خون دادم و همه چی عالی پیش رفت...خدا رو شکر...هوای اصفهان هم عالی بود ...خیلی سرد .دما زیر صفر و منفی چهار....تا حالا هیج جا به این سردی نبودم و در تاریخ سه اذر نود و پنج رسما برف دیدم در جاده اصفهان تهران....خیلی باحال بود ...خدا رو شکر... یادم رفت گلدونی که خریده بودمو بیارم تهران....دوشنب

ادامه مطلب  

شعر وقتی سیاه می پوشد!  

آب معنای دیگری داردشعر وقتی سیاه می پوشدذاکری با تمام حنجره اشاشکبار آب سرد می نوشد
ذاکر این محله باحال استشعرهایی غریب می خواندریتم هایش قشنگ و امروزی ستشش و هشتی عجیب می خواند
«انت فی قلب ما»، نفس افتادداد و فریاد می زند بیرون نیمه شب وقت استراحت ازتکیه ای داد می زند بیرون
«ما سگ خانه زادتان هستیم» عده ای واق واق می گریندعده ای چار دست و پا شده انددر میان رواق می گریند
«ای به قربان چشم شهلایت» یک نفر داد می زند: ای وای! یک نفر با قمه خودش را

ادامه مطلب  

تولد یکسالگی  

سلام
پنجشنبه ای که گذشت 8 مهر 1395 بود و من یکساله شدم. ممنون از همه تون که تولدم رو بتریک گفتین از پدرجون، مادرجون، مامانی، دایی جون عموها و عمه جون و...... (این سه نقطه یعنی همه ی کسایی که نسبت به من محبت داشتن و دارن)
بین خودمون بمونه ولی یکسال به ازدواج نزدیکتر شدم(ببخشیدا ولی یاد اون دوست باحال باباجون افتادم یهویی. چه مرد با صفایی بود)
با توجه به اینکه این ایام هم من ، هم مامان جون و هم باباجون سرما خوردیم تصمیم گرفتیم بعد سرماخوردگیهامون یه شب

ادامه مطلب  

 

امروز جمعه س برعکس تموم جمعه ها ته  ِ دلم ذوق داره
نکنه واسه آفتابشه!
نمیدونم یه حس خوبی دارم ...
دوس دارم برقصم دارم اهنگ محرم سعید آسایش گوش میدم
ناهار پلو مرغ مامان پز داریم
وای چقد ذوق ته دل ِ منه...
از اون روزهای خیلی دوست داشتنیه که باید کیف کرد..
از اون روزهایی که باید بگردی با ماشین ترجیحااا دل بزنی به جاده
بری یه جا آتیش کنی چایی بزاری
برقصی،باید بخندی باید با یارت باشی
یار  ِ ماهم که نیست کجایی یار ما؟!بیا دیگه
کاش سهم دل  ِ ما شه بگو ایش

ادامه مطلب  

"ابجی خانم" صادق هدایت  

داستان دختری به نام ابجی خانم که بد قیافه و زشت است و خواهری خوشگل و زیبارو دارد .ابجی خانم هیچ خواستگاری نداشته.حتی یک بار خواسته بودند او را به کسی تحمیل کنند ولی طرف مقابل نپذیرفته بود.ابجی خانم وقتی میبینه کسی باهاش ازدواج نمیکنه به نماز و روزه و قران روی میاره تا حداقل اون دنیارو داشته باشه. تبدیل به فردی ریاکار میشه. همه وعظ ها شرکت میکرده و به جایی میرسه که همسایه ها سوالای شرعی خودشونو از اون میپرسن.بعد مدتی برای ماهرخ خواستگار میاد و

ادامه مطلب  

دوست من  

اینقد فهیم از سلمان(همونی ک دیروزشماره داد)تعریف کرد واصرار کرد ک باهاش حرف بزنم که قبول کردم وبهش گفتم آی دیمو بهش بده.فهیم به جای من بهش اس میداد و موقعی ک آی دیمو بهش داد کاملا گیج بود تا کامل جریانو براش توضیح دادم ۲۱سالش بود واقعا پسر باحال و شوخی بود اینجوری که میگف از من خیلی خوشش اومده
من کلی فکر کردم فهمیدم اگه بخوام درس بخونم بایدازش فاصله بگیرم 
بهش گفتم که نمیتونم باهات باشم خیلی اصرار کرد که نه و... ولی خب من تصمیممو گرفته بودم
الب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1