تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


تدبر  

پیروزی با دوراندیشی به دست می آید، و دوراندیشی با تجربه/
امام علی علیه السلام
 
آدمی ساختۀ افکار خویش است، فردا همانی خواهی شد که امروز اندیشیده ای. /موریس مترلینگ
 
بزرگی فرمود : مدت بیست سال نه از کسی چيزي گرفتم و نه کسی را چيزي دادم .گفتند : چگونه ؟گفت : اگر می گرفتم از وی(خدا) گرفتم و اگر می دادم بدو می دادم....فتدبّر

ادامه مطلب  

سیب یا گندم چه فرقی می کند نامش چه بود (۲۲۰)  

گفتـــــم آرامـــش نـدارم بی وفـــا از عاشـــــقی
گفت می خواهی مگــــر غیـــر بلا از عاشـــــقی
 
پـــای دل آمــد وســـط از عافیـــت حرفــی نزن
عقل می خنـــدد به استـــدلال مـا از عاشـــــقی
 
سیب یا گندم چه فرقی می کند نامش چه بود
داد بــــا آن قسـمت مــــا را خــــدا از عاشــــقی 
 
دیده گریـــان سایه لـــرزان سینه مالامـــال درد
می کشد نـازک دل عاشق چـــه ها از عاشــــقی
 
کاش می شد تا خــــدا روز قیامــت می نوشت
سهــم انســان بـودن م

ادامه مطلب  

 

هرچقدر كه پیش مى رود اى بسا بیشتر از قبل چگالى اشیاء را مى فهمم.
مثلا مى فهمم كه سیمان چقدر سخت است
یا زمین چقدر سفت است
 
و دستان سیمانى و صورت زمین خورده
 
هرچه مى گذرد به یاد حرفت مى افتم اى حكمت اى ناظم : "عمر اندوه در قرن ما یكسال بیش نیست."
پس تو گویى از پیش بر این تن دادم كه دود شوى برقصى و به هوا روى. 
به در شدن تن دادم
به در به در شدن تن دادم
به دم به دم در به در شدن تن دادم
حالا بعد از این سالها بیاید و دست آشتى بدهد؟ ممكن نیست! دروغ است باور كن

ادامه مطلب  

بوسه ای از راه دور  

 
نمی دانم چرا امشب ، دوباره دل به تو دادم دوباره بوسه ای از دور، برایت من فرستادم
نمیدانم ولی عمریست، من و یاد وخیال تو اسیر شعر شبهاییم، اسیرم یا که آزادم؟
اگرچه پشت پلکِ من،نشسته خواب و رویایت ولی امشب نمی خوابم، مبادا بگذرد یادم
نسیمی آشنا آمد، نفس های تو را آورد عجب عطر پُرازعشقی،که آتش زد به بنیادم
سکوتی میرسد برگوش،شبیه نعره ای از درد نگاهم می شود بغضِ، نشسته بین فریادم
ازاین دردِعذاب آور،که نامش بود بی دردی شدم غمگین وغمگین ت

ادامه مطلب  

 

 بودم بی تو میمیرم ولی اینبار نه
گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه
 
هر چه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست
 
خو نمی گیرم به این تکرار طوطی وار نه
 
تا که پابندت شوم از خویش میرانی مرا
 
دوست دارم همدمت باشم ولی سربار نه
 
قصد رفتن کرده ای تا باز هم گویم بمان
 
بار دیگر می کنم خواهش ولی اصرار نه
 
گه مرا پس میزنی گه باز پیشم میکشی
 
آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار نه
 
 میروی اما خودت هم خوب میدانی عزیز
 
می کنی گاهی فراموشم ولی انکار نه
 
سخت م

ادامه مطلب  

برای دلم  

این نام وبلاگ من است ، 
چندین و چند بار نامش را تغییر دادم ، اما ...
شد برای دلم ،
دل من درون سینه من نیست ،
جایی در دوردستها درگیر زندگی خویش است ، فارغ از من
برایم مهم نیست ،
همه زندگی من دل من است ، 
من ، بی دل ، بی او ، یعنی هیچ
همینکه در جایی دارد نفس میکشد ، برایم یعنی زندگی
مهم نیست که مرا می شناسد ؟ مرا می بیند ؟ به من فکر می کند ؟
مگر مهم است ؟
من عاشق اویم ، 
نه او را می شناسم ، نه او را دیده ام ، نه صدایش را شنیده ام ،
نه ...
مهم نیست ،
او در لحظه

ادامه مطلب  

 

شهید سید حسین دیباج
نام پدر : سید مهدی                         تولد : همدان 1/2/1330
تحصیلات : دانشجوی سال سوم مهندسی راه و ساختمان امیر کبیر و مجرد
دستگیری : 20/2/1353                    شهادت : 28/2/1353
نحوه شهادت :زیر شکنجه در زندان اوین ( تهران )
محل دفن : بهشت زهرا قطعه 33 ردیف 3
 
   زندگینامه :
سید حسین در اردیبهشت ماه سال 1330 در کربلای معلّی متولد شد که به نقل از مادرش :در موقعی که صدای اذان از مناره های حرم مولا حسین ابن علی (ع)به صدا در می آمد وی به د

ادامه مطلب  

جشنواره داستان کوتاه تبريز 1395  

18 مرداد 1395 به همراه چند نفر از بچه های دانشگاه برای شرکت در جشنواره سراسری علمی-ادبی-هنری به تبریز رفتیم. من در رشته ی داستان کوتاه شرکت کرده بودم. 17 نفر از نویسندگان منتخب کشور در تبریز حاضر بودند.
متاسفانه من علیرغم امید زیادی که داشتم  جزو سه نفر اصلی انتخاب نشدم و رتبه ی پنجم رو کسب کردم.
اما جدا از تمام این چیزها؛ خوبی این جشنواره ها این است که با فضا ها و آدم های جدید آشنا می شویم و تجربه می کنیم. وحید آقاکرمی یکی از داور های ما بود که می دا

ادامه مطلب  

دل به تو دادم که  

 
دل به تو دادم که به خونش کشی دق بدهی تا به جنونش کشی ؟
دل به تو دادم که فریبش دهی کوهی از اندوه نصیبش دهی ؟
دل به تو دادم که حرامش کنی ؟ آهوی در بند به دامش کنی ؟
دل به تو دادم که بسوزانی اش جامه ای از درد بپوشانی اش ؟
دل به تو دادم که هوایی کنی بال و پرش چیده و راهی کنی ؟
دل به تو دادم که خرابش کنی تشنه به آغوش سرابش کنی ؟
دل به تو دادم که زمین اش زنی خرمن آتش به یقین اش زنی ؟
دل به تو دادم که تمامش کنی خون جگر در می و جام اش کنی ؟
دل به تو دادم که چن

ادامه مطلب  

 

سلام کم پیدا بهتر بگم ناپیدا
من کاری رو که گفتی انجام دادم زنگ زدم بوق نمیخورد بهش پیام دادم
میتونم بپرسم چرا و چی شده چرا اون چیزا رو میخوری
درس چی شد دانشگاه چیشد
چه اتفاقایی افتاده به قیافه و هیکلت نمیخوره اینجوری بگی و اینجوری باشی

ادامه مطلب  

ساقیا بده جامی ...  

به خودم قول دادم دیگه بت فکر نکنم
یه بیت شعر هم سرلوحه قرار دادم که بدونی واقعا تصمیمم برای این کار جدی ِ جدی هست
باور کن 
 
 
 
عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمر
بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر
 
 
 
دیدی؟؟؟؟
حالا خود دانی 

ادامه مطلب  

تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم - زنده یاد عزت الله کوثری فر  

به نام خداوند رحمان بخوان                                         به نامش بکن حمد و سبحان بخوان
کلام رسولش ز قرآن بخوان                                         کلام خدا را تو قرآن بدان
که قرآن همان قاری و قل بود                                      چو گفتی تو قل ، لحن بلبل بود
چگونه زند بلبلی چهچهی؟                                         که با لحن خود می کند بهبهی
تو هم حمد او را بگو با سپاس                                     که هر قدر گویی هم او را سزاس
بدان که خدا داده نع

ادامه مطلب  

برف  

نشد بیام و از چند روز پیش بنویسم، الان اومدم ناراحتی بنویسم که یهو یادم اومد از خوشحالی چند روز پیش ننوشتم. سه شنبه صبح برف میومد، خواستیم بریم سعد آباد، وقتی رسیدیم فهمیدیم تعطیله، حالگیری بود ولی یه کم همون نزدیکا چرخیدیم و عکس گرفتیم. خیلییییی حال داد، دوتامون حسمون خوب بود، واسه همین فکر میکنم هی حالمون روی هم تاثیر میذاشت. ناهار رفتیم زمین و حال خوبمون هی بهتر شد، انگار از کله مون قلب میرفت هوا، هم خودمون خوب بودیم، هم فضا، غذا، آهنگا،

ادامه مطلب  

 

پروفایلم رو نارنجی کردم توی تلگرام #نه به خشونت علیه زنان!
خیلیا ازم پرسیدن چرا و منم براشون توضیح دادم
امروز اما وقتی توضیح دادم برای خانوم "ز" خانوم "ف" بحثو عوض کرد و متعجبم ازین تعصبای الکی ازینکه سرشونو مث کبک کردن زیر برف!!

ادامه مطلب  

نامش دل است افسار نه  

گفته بودم بی تو میمیرم ولی اینبار نهگفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نههر چه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیستخو نمی گیرم به این تکرار طوطی وار نهتا که پابندت شوم از خویش میرانی مرادوست دارم همدمت باشم ولی سربار نهقصد رفتن کرده ای تا باز هم گویم بمانبار دیگر می کنم خواهش ولی اصرار نهگه مرا پس میزنی گه باز پیشم میکشیآنچه دستت داده ام نامش دل است افسار نهمیروی اما خودت هم خوب میدانی عزیزمی کنی گاهی فراموشم ولی انکار نهسخت میگیری به من با این همه

ادامه مطلب  

جهان زیبا  

جهان آکنده از زیبایی استاز زمین زیر پای تا آسمان بالای سرو از ابر و موج تا کاغذ ابر و بادو از بیرنگی عشقتا نقوش رنگارنگ شمشیرهای دمشقاز تقارن مهیب شیرتا لطافت نگاه آهواز افسون نظم تا نظام بی نظمیاز ریاضیات که شانه ی زلف پریشان عالم استتا نسیم شعر که بید مجنون دل را پریشان می کندهمه جا نشانی از آن زیباست که نامش اوستکه نامش هوست همه کائنات سرود خوان که هو، هوو آدمیان فاخته سان که کو، کو

ادامه مطلب  

 

افسردگی نامی ست که بر حال اکنونم میگذارم بدون اینکه مطمئن باشم واقعا آنچه دچارش شده ام این است یا چیز دیگری...چ اهمیتی هم دارد که نامش چیست فقط من خسته شده ام و این حال را نمیتوانم صبوری کنم...باورم نمیشود که انقدر در روز سیگار میکشم...باورم نمیشود که حالم انقدر خراب است که از دانشگاه جدید انصراف دادم...باورم نمیشود اوضاع انقد خراب شده که تمرینات شنا را در آستانه ی ناجیگری کنار گذاشتم و باورم نمیشود مثل همیشه در اوج یاس به این وبلاگ آواره پناه آ

ادامه مطلب  

شهادت امام رضا (ع)  

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی ؟بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی ؟گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیمضامن چشمان آهوها به دادم می رسی ؟من دخیل التماسم را به چشمت بسته امهشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی
 شهادت امام رضا(ع) تسلیت

ادامه مطلب  

:-)  

چرا تعجب کردی!؟  عجیب برات آدمی استعداد منو داشته باشه!
بتونه مردم و با رقصش عاشق خودش کنه , بهشون نشون بده عشق وجود داره
اما باطنا اینقدر ازشون متنفره که همشون و فردا شب بکشه!
اما تو همه ی اون آدما تو یه دونه برام خاص بودی
واسه همین نجاتت دادم... اوه ببخشید بهت اجازه دادم باهام بیای!

ادامه مطلب  

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی؟  

 
بسم الله الرحمن الرحیم
زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی؟بی پناهم، خسته ام، تنها؛ به دادم می رسی؟گرچه آهو نیستم، اما پر از دلتنگیمضامن چشمان آهوها، به دادم می رسی؟از کبوترها که می پرسم نشانم می دهندگنبد و گلدسته هایت را، به دادم می رسی؟ماهی افتاده بر آبم، لبالب تشنگیپهنه ی آبی ترین دریا، به دادم می رسی؟ماه نورانی شبهای سیاه عمر منماه من، ای ماه من، آیا به دادم می رسی؟من دخیل التماسم را به چشمت بسته امهشتمین دردانه زهرا، به دادم می رسی؟ب

ادامه مطلب  

دوست ایتالیایی ۲  

صمیم گرفتم جیاکومو رو باز هم قبل از رفتن اش از ایران ملاقات کنم . دومین روز بعد از دیدار اول مون ، بهش پیام دادم که آماده ام که باز هم ببینم ات . با اینکه فقط یکبار دیده بودمش ، اما دلم یکم براش تنگ شده بود .وقتی بهش پیام دادم ، او هم همین را گفت .

ادامه مطلب  

 

نمیتونم یکیو برجونم بخاطر ارامش یکی. حتی اگه مهم ترین ادم زندگیم باشی همه ادمارو بخاطر این اخلاقم از دس دادم یا باید خودمو بکشم یا...که ممعمولن کشتم ولی اخرم از دس دادم جفتشونواولویت بندی ادما برا من معنی نداره هرکی جا خودش.#گه ترین اخلاقم از دید بقیه

ادامه مطلب  

عشق  

ی روزی فكر می كردم باید عاشق شوم
فكر می كردم عشق می تواند در یك لحظه رخ دهد و مدام به انتظار آن لحظه بودم
دریغا كه تمام لحظه ها را از دست دادم و لحظه ی ناب را لحظه لحظه از دست دادم
و امروز می فهمم من یك عاشقم بی آن كه می دانستم
من یك عاشقم

ادامه مطلب  

مختصر  

خب، اینم از سه شنبه که به خیر و خوشی داره تموم میشه. امروز تقریبا کارای زیادی انجام دادم و یه کار کوچولوی خوب هم انجام دادم. خداروشکر.  دیگه اینکه فردا رو مرخصی می گیرم. میرم خونه آبجی. دوست دارم توی ختم روضه و سفره ابوالفضلش کمکش باشم. اگر که ان شاالله بتونم :) و اینکه خب هیچی.  همینا. 

ادامه مطلب  

نوبت راحتی بعد طوفان  

سلام
یادته 3 سال پیش نگا میکردی من خجالتی بودم
میدونی چرا
آخه فک کردم تصادفیه
تا کم کم مخمو زدی
خخخخخخخخخخ
دیگ من ول کن نشدم از نگاه
الان رسیده جایی ک آروم شدم بعد از ی مدت ک تو فک این بودم ک نظرت چیه
حالا ک اوکی دادی دیگ حس خیلی خوبی دارم همه جا جلو چشامی چن بار جلو ف سوتی دادم ولی جمش کردم
میدونم ف خوشش از فا میاد
واسه همین دو شبه گیر دادم  بهش
...
فدات 23

ادامه مطلب  

SSRI  

دارویی رو که برای افسردگی فصلی می‌خوردم قطع کردم. بهش میگم افسردگی فصلی، ولی واقعیت اینه که در چند سال گذشته آن و آف این دارو رو ادامه دادم و اگه نگران وضع معده و باقی ماجراها نبودم احتمالا همچنان هم ادامه می‌دادم. حالا نکته اینه که باید هرچی دارم و ندارم جمع کنم و جلوی سقوط آزادم رو بگیرم. دفعه‌ی قبلی که واسه قطعش اقدام کردم فاجعه بود و تقریبا زندگی خودم و بقیه رو به فنا دادم
 
پ.ن: تهران این روزها از جایی که من هستم سردتره. بامزه است

ادامه مطلب  

یا امام رضا  

پر از دلتنگی ام آقا......






زایری بارانی ام آقا به دادم میرسی؟ بی پناهم خسته ای تنهام به دادم میرسی!؟ گرچه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی؟ من دخیل التماسم را به چشمانت بسته ام هشتمین دردانه زهرا (س)

ادامه مطلب  

...  

وتو 
اشتباه می کنی که خیال می کنی من دیوانه ام،که زندگی رو به اندازه ی تو و تمام مردم دنیا عاقلانه نمیبینم.اشتباه می کنی که بر نمی گردی.
من با همین که تورا عاقلانه روی هیچ ترازویی سبک سنگین نکردم به این چيزي که در دل دارم و عزیز و بزرگ وزیباست و نامش را عشق گذتشته ام رسیدم!
هر آدمی اگر کسی رو روی ترازوی عقل بگذارد،هیچکس عاشق هیچکس نمی شود،هرگز.
ما اشتباه می کنیم که شب هارا بی هم و بی آغوش ورق ورق ورق به باد می دهیم.
با هم ماندن که سهل بود،ما می تون

ادامه مطلب  

شعری از افشین صالحی  

چه‌قدر خوب بود
تو، گُل من بودی
هر روز به تو آب می‌دادم!
علف چِرک‌های تو را می‌شستم وُ
به بوی تَنت
مغرور می‌شدم
شب‌ها کنار لبت
رؤیا بو می‌کردم وُ
‌‌‌روزها، حسادت ِ دنیا را !
چه‌قدر خوب بود
تو، گُل من بودی
برای تو یک گلدانِ کوچک زیبا می‌ساختم
با یک باغچه
و حوضی پُر از انار
خوابت را
کنار پنجره آفتاب می‌دادم وُ
برای صبحانه‌ات
هوای ِ تازه‌ی شمال می‌خریدم ...
چقدر خوب بود
تو، گُل من بودی ...
"افشین صالحی"

ادامه مطلب  

هر چند امیدی به وصال تو ندارم...  

بعضی کابوس ها هیچ گاه تمام نمی شوند. کش دار و بی انتها... گذشت زمان حتی از پسشان بر نمی آید. تو و خاطرات نیمه تمام. حرف های نیمه تمام. دیدارهای نصفه و نیمه و یا دیدارهایی مانده به دل... و این یعنی چيزي که تو نامش را گذاشته ای: زندگی...

ادامه مطلب  

به نام انکه نامش گلستان بی خزان محیت دلهاست  

سلا م دوستان عزیز شما به وبلاگ رسمی کتاب منشورتربیت که به بیان دیدگاههای مقام معظم رهبری درموردنقش وجایگاه آموزش وپرورش ودانشگاه در تربیت علمی،دینی دردو بعداخلاقی وعبادی ،سیاسی- اجتماعی بانیم نگاهی به تهاجم فرهنگی دعوت شده اید. 

ادامه مطلب  

زهرا واقعا ازت تشکر میکنم،سپااااااااس  

امروز برام تولد گرفتین
خییییییییلیییییی خوشحال شدم
واقعا باورم نمیشه
برای اینکه حداقل ی کاری بر فرزانه کرده باشم
بردمش کلاس زبان
نشون همه دادم بعضیا ازم شماره خواستن شماره دادم
ولی هنوزم باورم نمیشه
بچه های کلاس زبان میگفتن دوستای ما نمیفهمن کی تولدمون بود
بعد برای تو انقد لااااااارج خرج کردن
واقعا هم همینجوره 
زهرا مرسی
واقعا مرسی
خیلی خوشحالم
از ته دلم خوشحالم
امروز تو بسکت انگشتم برگشت
اندازه کله ام باد کرد
نمیتونم برم دکتر
از  وقتی

ادامه مطلب  

تو برایم بنویس  

دلم پرکشیده تو برایم نامه بنویسی. مثل آن وقتها. همان اوایل. خیلی اوایل. تو برایم نامه های طولانی می نوشتی٬ من هم برایت جواب های طولانی می دادم و همه چیز حتی جزئی ترین اتفاقات را برایت شرح می دادم و کِیف می کردم از اینکه تو کِیف میکنی نامه های مرا می خوانی.

ادامه مطلب  

دلتنگی نویس  

تو کجایی؟!من در این دنیا بزرگ در گوشه ای به دور از ادم ها,در خرابه ای که خانه نامش داده ام,در اتاقی تاریک,در کنجی نم گرفته نشسته ام به انتظار لبخندی از سویت!تو چه میدانی که تپش های قلبم زلزله ای درونم به پا کرده اند...تو چه میدانی, دوریت از من ویرانه ای ساخته...من با کنج تنهاییم خو گرفته ام !تنها میترسم تو میان ادم ها گم شوی....
 

ادامه مطلب  

تغییر...  

امروز برگشتم به گذشته .. به خیلی کارایی که نباید انجام میدادم و انجام دادم .. خیلی حرفا که نباید میزدم اما زدم .. خیلی تصمیما نباید میگرفتم اما گرفتم .. ولییییی دنیا به اخرش نرسیده .. امروزمو بهتر از دیروزم میکنم... یک سری ویرایش هایی تو وبلاگ انجام دادم و خیلی پستا رو حذف کردم .. گذشته ها گذشته ... 

ادامه مطلب  

سلام  

وقت زیادی گذشت
باخودم زجر های زیادی امتحان کردم ولی هیشکدوم من از پا در نیورد 
فقط تو تونستی من زمین بزنی
ولی فکر نکن توی همین نقطه میمونم من پامیشم و ادامه میدم با اینکه میدونم ته این زتدگی چيزي جز مرگ نیست
اما غیر از ادامه دادن چيزي نمیمونه
من
من بی وفاتر از خودم ندیدم
قول هامو شکستم
و ادامه دادم
 

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1